پرش به محتوا
خانه » هوش مصنوعی به «سپر، سلاح و رادار» کسب‌وکارهای ایرانی تبدیل می‌شود

هوش مصنوعی به «سپر، سلاح و رادار» کسب‌وکارهای ایرانی تبدیل می‌شود

مهدی محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در همایش «هوش مصنوعی در عصر بحران» با اشاره به اینکه مبنای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و کسب‌وکار که سال‌ها از آن استفاده می‌شد، در شرایط فعلی دیگر کارآمد نیست؛ گفت:«ما سال‌هاست که در ایران با شرایطی مواجهیم که در ادبیات کسب‌وکار به آن محیط متخاصم یا ناپایدار می‌گویند؛ محیطی غیرقابل‌پیش‌بینی که دیگر نمی‌توان انتظار رفتارهای نرمال و سنتی از آن داشت.»

هوش مصنوعی به «سپر، سلاح و رادار» کسب‌وکارهای ایرانی تبدیل می‌شود

به گزارش پاتایا تایلند و براساس گزارش هوشیو، مهدی محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در همایش هوش مصنوعی در عصر بحران، گفت:«گزارش مؤسسه گلدمن ساکس نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۳۰، حدود ۳۰۰ میلیون شغل دستخوش تغییر می‌شوند؛ یعنی یا از بین می‌روند یا نیازمند بازآموزی و ارتقای مهارت هستند، چرا که مهارت‌های موجود دیگر کفاف بقا در آن مشاغل را نمی‌دهد. من در سال ۲۰۱۸ در مقاله‌ای آینده‌پژوهانه پیش‌بینی کرده بودم که هوش مصنوعی قاعده هرم مهارت‌ها (کارهای تکراری و سطح پایین مثل منشی تلفنی) را هدف قرار می‌دهد. اما واقعیت برعکس شد! هوش مصنوعی اکنون رأس هرم مهارت یعنی مشاغل نیازمند هوشمندی و تخصص بالا (پزشکان، وکلا، اساتید دانشگاه) را هدف قرار داده است. البته این به معنای حذف این مشاغل در آینده نزدیک نیست؛ بلکه ما در آینده به پزشک، حقوقدان و استاد دانشگاهی نیاز داریم که به ابزارهای هوش مصنوعی مسلط باشد. تفاوت سطح عملکرد آدم‌ها را میزان مهارت آن‌ها در استفاده از AI تعیین خواهد کرد.» شاخص طول عمر شرکت‌های برتر (S&P ۵۰۰) او در ادامه به میانگین عمر ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکا اشاره کرد و افزود: «تغییرات تکان‌دهنده‌ای را نشان می‌دهد: دهه ۱۹۶۰: میانگین عمر شرکت‌ها حدود ۶۴ سال بود. امروز: این عدد به ۱۵ سال رسیده است. «این یعنی در میان شرکت‌های بزرگ دنیا، دیگر ردپایی از صنایع سنتی، فولاد و حتی بانک‌های بزرگ دیده نمی‌شود؛ بخش عمده این شرکت‌ها دیتامحور و مبتنی بر هوش مصنوعی هستند.» ابرچالش‌های فضای کسب‌وکار ایران این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در ادامه افزود: «ما در ایران با دو ابرچالش داخلی مواجهیم که با ابرچالش سوم یعنی تنش‌های ژئوپولیتیک (جنگ) درآمیخته شده و یک محیط متخاصم را ساخته است. حتی اگر سایه جنگ کنار برود، آن دو ابرچالش در افق یک دهه آینده پابرجا خواهند بود. تقاطع این چالش‌ها، یک رزونانس (تشدید) ایجاد کرده که رفتار اقتصاد را از جنس «ریسک سنتی» خارج کرده است. در ریسک سنتی، رفتارهای اقتصادی سینوسی و دارای دوره‌های رونق و رکود مشخص هستند و می‌توان با تحلیل‌های تکنیکال و فاندامنتال آینده را حدس زد. اما در ایران، ما تقریباً هیچ حدسی نسبت به آینده دو ماه بعد نداریم. در یک دهه گذشته (از سال ۱۳۹۰ تاکنون)، نرخ دلار در کشور بیش از ۲۰ برابر شده و ۷ بحران اقتصادی بزرگ را پشت سر گذاشته‌ایم؛ هیچ ابرکامپیوتری نمی‌توانست چنین رفتاری را پیش‌بینی کند.» اقتصاد نرمال در برابر اقتصاد ایران بنابر گفته محمدی در اقتصادهای نرمال دنیا، پیش‌بینی‌ها حول یک رفتار نرمال (میانگین) انجام می‌شود و احتمال سناریوهای خیلی خوش‌بینانه یا بدبینانه بسیار کم است. کسب‌وکارها روی میانگین شرط می‌بندند، اما در اقتصاد متخاصم (منحنی دم‌چاق / نعل اسبی) که اقتصاد ما محسوب می‌شود، احتمال وقوع دو سناریوی حدی (خیلی خوش‌بینانه یا بسیار بدبینانه) به مراتب بیشتر از حالت میانگین است. او در ادامه افزود: «برای آینده نزدیک ایران، من روی رفتار میانگین دو سال گذشته شرط نمی‌بندم؛ بلکه وضعیت یا به سمت رشد اقتصادی ۱۰ درصدی و تعامل کامل با غرب می‌رود، یا به سمت فروپاشی و شرایط بحرانی حاد و این همان مفهوم محیط VUCA است: Volatily (نوسان شدید): تغییرات ناگهانی و بالا. Uncertainty (عدم قطعیت): نامشخص بودن آینده (مثل مشخص نبودن وضعیت تحریم‌ها یا جنگ در ۶۰ روز آینده). Complexity (پیچیدگی بالا): تعدد متغیرهای تصمیم‌گیری داخلی و خارجی (بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی). Ambiguity (ابهام): نبود رگولاتوری شفاف به‌ویژه در فناوری‌های نوظهور و ریسک‌های زیرساختی مانند قطع اینترنت. دو ابرچالش اصلی کسب‌وکارهای ایرانی بنابر گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، دو ابر چالش اصلی کسب‌وکارهای ایرانی شامل شتاب فناوری جهانی و ناترازی عمیق حوزه انرژی و اقتصاد کلان پرتلاطم است؛ در بحث شتاب فناوری جهانی، نمونه بارز آن، تبدیل شدن یک شرکت تأمین‌کننده زیرساخت هوش مصنوعی (انویدیا) به بزرگ‌ترین شرکت دنیا در کمتر از ۴ سال است و. در بحث ناترازی عمیق حوزه انرژی و اقتصاد کلان پرتلاطم، بسیار بعید است تا ۵ سال آینده نرخ تورم در ایران به زیر ۳۰ یا ۲۰ درصد برسد. تورم بالا هزینه مبادله را به شدت افزایش می‌دهد. وقتی شفافیت کم و تورم بالا باشد، مردم دارایی‌های خود را قفل می‌کنند که این امر منجر به رکود عمیق می‌شود. ما به حداقل ۱۰ سال رشد اقتصادی ۷-۸ درصدی نیاز داریم تا صرفاً به جایگاه اقتصادی ۱۰ سال پیش خود بازگردیم. محمدی در ادامه افزود: «به این دو چالش، اصطکاک ژئوپولیتیک (تقابل با ابرقدرت‌های نظامی) را هم اضافه کنید تا متوجه شوید با یک «طوفان کامل» مواجهیم که در ۶ سطح فناورانه، اقتصادی، رقابتی، داده‌ای، سایبری و ژئوپولیتیک برای ما تخاصم ایجاد می‌کند.» کیمیای محدودیت؛ از تاب‌آوری تا پادشکنندگی بنابر گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در مواجهه با این طوفان، دو راه وجود دارد: «تسلیم شدن و تبدیل دارایی‌ها به طلا و ملک، یا استفاده از بحران به عنوان کاتالیزور توسعه.» او در ادامه گفت: «اقتصاد ایران برای «توسعه» طراحی نشده (سال‌هاست درآمد سرانه ما حدود ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار درجا می‌زند)، اما برای تاب‌آوری (دوام در بحران) طراحی شده است. محدودیت‌ها همیشه باعث نوآوری می‌شوند؛ دو نمونه بین‌المللی در این زمینه وجود دارد: اسرائیل: شاخص شدت تحقیق و توسعه (R&D Intensity – نسبت هزینه R&D به GDP) در اسرائیل حدود ۶.۵ درصد و بالاترین نرخ در دنیاست (در حالی که این عدد در آمریکا حدود ۳.۵ درصد و در ایران زیر ۰.۵ درصد است). تایوان: همواره زیر سایه تهدید چین بوده، اما امروز شرکت TSMC تایوان قلب تپنده انقلاب صنعتی سوم و چهارم و تولیدکننده ۷۰ درصد چیپ‌های الکترونیکی دنیاست.» بنابر گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران سیستم‌ها در برابر بحران در سه حالت قرار می‌گیرند:« شکننده، تحت فشار خرد می‌شوند، تاب‌آور، مانند فنر فشرده می‌شوند و پس از بحران به حالت عادی برمی‌گردند و پادشکننده، سیستم‌هایی که از بحران تغذیه کرده و خود را بهبود می‌دهند.» او در ادامه افزود:«امروز زمان آن است که شرکت‌های ایرانی ذهنیت سنتی را کنار گذاشته و مدل‌های کسب‌وکار جدید و پادشکننده را بر پایه هوش مصنوعی خلق کنند؛ زیرا AI به شدت بهره‌وری، سرعت توسعه، تنوع محصول و شخصی‌سازی را بالا می‌برد. بحران انرژی (مثل قطعی ۵۰ درصدی گاز کارخانه‌ها در زمستان و به تبع آن قطعی برق) تا سال‌ها با ماست. در این شرایط، شرکت‌ها باید خودشان دریچه‌های جدیدی مثل گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر خورشیدی را خلق کنند.» استراتژی سه‌گانه هوش مصنوعی در کسب‌وکار (سپر، سلاح، رادار) بنابر گفته محمدی، برای جنگیدن در این محیط متخاصم، کسب‌وکارها به یک کیت ابزار استراتژیک نیاز دارند که هوش مصنوعی هر سه رکن آن را فراهم می‌کند: ۱. سپر (کاهش آسیب‌پذیری‌ها) کارکردهایی از هوش مصنوعی که از کسب‌وکار و دارایی‌های شما در برابر ضربات محیطی محافظت می‌کنند. ۲. سلاح (افزایش قدرت تهاجمی) کارکردهایی که به شما اجازه می‌دهند مدل‌های کسب‌وکار و جریان‌های درآمدی جدیدی را با سرعت بالا خلق کنید. ۳. رادار (دید استراتژیک) نقش چشمِ بینای کسب‌وکار را در میدان جنگ بازی می‌کند تا محیط و موقعیت رقیب را رصد کرده و موقعیت خود را تنظیم کند. در افق ۵ تا ۱۰ ساله پیش‌رو، بحران‌ها بخش جدایی‌ناپذیر روزمرگی کسب‌وکارهای ایرانی خواهند بود. عبور از این طوفان کامل، نیازمند هجرت از ذهنیت سنتی به ذهنیت پادشکننده و به‌کارگیری هوش مصنوعی به عنوان سپر، سلاح و رادار سازمان است. ۲۲۷۲۲۷

دیدگاهتان را بنویسید